تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨

( 11 ) حديث‌فرياد درخت خرما هنگامى كه حضرات مصطفى و مرتضى عليهما السلام از

كنارش گذشتند : « اين موسى و برادرش هارون است . » يكم . خطيب خوارزمى مكّى حنفى روايت كرده و گويد : « شهردار ديلمى ، از پدرش شيرويه فرزند شهردار ديلمى ، از ابوالفضل احمدبن‌حسن‌بن خيرون با قلانى امينى ، از ابوعلى حسن‌بن حسين‌بن‌دوما در بغداد ، از احمدبن نصربن عبداللَّه‌بن فتح ذراع در نهروان ، از صدقةبن موسىبن تميم‌بن ربيعة ابوالعبّاس ، از پدرش ، از على بن موسى الرضا ، از پدرش موسىبن‌جعفر ، از پدرش ، از محمّدبن‌على ، از پدرش علىبن‌الحسن ، از پدرش حسين‌بن علىبن ابيطالب ، از پدرش كه گفت : روزى با رسول خدا صلى الله عليه و آله پياده در كوچه‌هاى مدينه راه مىرفتيم . چون به يكى از نخل‌هايش رسيديم ، با فرياد به نخل ديگرى گفت : اين پيامبر مصطفى و على مرتضى است . از آن كه گذشتيم نخل دوم به سومى فرياد زد : اين موسى و برادرش هارون است . از آن كه گذشتيم ، چهارمى به پنجمى فرياد زد : اين نوح و اين ابراهيم است . از آن كه گذشتيم ، ششمى به هفتمى فرياد برآورد : اين محمّد سرور پيامبران و اين على سرور جانشينان است . پيامبر صلى الله عليه و آله لبخندى زد و فرمود : اى على ، جز اين نيست كه نخل‌هاى مدينه را « صيحانى » ناميده‌اند ، چون به فضيلت من و تو فرياد برآورده‌اند . » « 1 » دوم . اسعدبن‌ابراهيم اربلى آن را در كتاب خود ( اربعين ) به نقل استادش حافظ عمربن حسين معروف به « ابن‌دحيه » از راويان ثقه ، روايت كرده است ، چنان كه در مقدّمه‌ى كتابش تصريح مىكند . او گويد : « حديث ششم - مرفوعاً از جابر كه گويد : شنيدم على به گروهى از صحابه مىگويد : آيا مىدانيد چرا صيحانى ، صيحانى ناميده شده است ؟ گفتيم : نه به خدا سوگند .
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى : 312 ، رقم 313 .