تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
اين حديث ديگرى است كه مىرساند اين تشبيه در مراد از حديث منزلت دخالت دارد . همچنين دلالتش بر افضليت امير المؤمنين عليه السلام و مساواتش با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در طهارت و عصمت و برترى كاملًا روشن است . نيز دلالت دارد بر عصمت و طهارت حسنين عليهما السلام مانند پيامبر طاهر . ابوسعد خرگوشى نيز آن را روايت كرده ، چنان كه در كتاب توضيح الدلائل چنين آمده است : « از سعدبن‌ابى وقاص رضىاللَّه‌تعالىعنه در حديثى طولانى است كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد بود ، پس در ميان ما ندا سر داده شد كه : هان ! هركس در مسجد است بايد بيرون رود جز رسول خدا و جز على . همگى بيرون رفتيم ، صبح كه شد عمويش نزد ايشان آمد و گفت : اى رسول خدا ! عموها و اصحابت را بيرون كردى ، و اين جوان را اسكان دادى ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من فرمان اخراج شما و اسكان اين جوان را ندادم . و روايت شده است كه رسول خدا فرمود : خداوند عزّ وجلّ موسىبن‌عمران صلوات‌اللَّه‌عليه را فرمان داد كه مسجدى پاك بنا كند كه جز خودش و هارون و دو پسر هارون شبّر و شبير در آن سكونت نكند . و خداوند جلّ جلاله مرا فرمان داد كه مسجدى بنا كنم كه جز من و على و حسن و حسين در آن سكونت نكند ، همه‌ى اين درها را - جز دَرِ على را - ببنديد . در خبر ديگرى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين درها را ببنديد . مردم در حالى كه از يك‌ديگر سبقت مىگرفتند خارج شدند ، و حمزه رضىاللَّه‌عنه - درحالى كه روپوش قرمز خود را به زمين مىكشيد - خارج شد با چشمانى اشك‌ريزان و گريان كه مىگفت : اى رسول خدا ! عمويت را بيرون كردى و پسرعمويت را سكونت دادى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه من تو را بيرون كردم و نه من او را اسكان دادم ، بلكه خداوند عزّوجلّ او را اسكان داد . روايت شده است كه يكى از صحابه به رسول خدا گفت : اى رسول خدا ، دريچه‌اى بگذار تا هنگام آمدنت و هنگام رفتنت تو را بنگرم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : نه ، به خداوند سوگند ( چنين نمىشود ) . نه ( حتّى ) به اندازهء سوراخ سوزنى . اين سه روايت را ابوسعد در شرف‌النبوّة روايت كرده است . »
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 546 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب