مبعوث شده است . پس همانگونه كه مطالب اين كتابها براى اثبات خواستهاش حجّت است ، براى اثبات خواستهى ما هم حجّت مىباشد .
تأييد كنندههاى مطالب اماميه در تورات ، بنا بر نقل اهل سنّت
دوم : يگانه دليلى كه اين گروه مطالب دالّ بر امامت را نمىپذيرند ، اين است كه مذهب اماميه را تأييد مىكند ، و گرنه در تورات و ديگر كتابهاى پيشين عبارتهاى ديگرى هم وجود دارد كه مؤيّد مذهب اماميه است ، كه بزرگان اهل سنّت موافق آنها بوده و نقل كردهاند و به آنها استشهاد نمودهاند . پس همانگونه كه آنها مورد قبولشان است ، عبارتهايى نيز كه ما آوردهايم چنين مىباشد .
از عبارتهاى مؤيّد مذهب اماميه در تورات كه بزرگان اهل سنّت نقل كردهاند :
يكم . آنچه رازى ( در تفسيرش ) در بشارتهاى پيامبران به نبوّت پيامبر بزرگوارمان آورده است .
« پنجم : سمّان در تفسيرش ، از سِفر اوّل تورات روايت كرده است كه : خداوند متعال به ابراهيم صلواتاللَّهعليه وحى فرمود كه : به تحقيق دعايت را دربارهى اسماعيل اجابت كردم و او را بركت دادم و بسيار بسيار بزرگ و عظيم گردانيدم ، و او را امّتى بزرگ قرار مىدهم ، و به زودى دوازده بزرگ به دنيا مىآورد . استدلال به آن عبارت چنين است : در فرزندان اسماعيل كسى كه براى امّتى عظيم باشد ، جز پيامبرمان صلى الله عليه و آله و سلم نيست . »
دوم . شهابالدين قرافى مالكى « 1 » گويد : « باب چهارم : آنچه از كتابهاى اين قوم دلالت دارد بر درستى دين ما و نبوّت پيامبرمان صلى إله عليه [ و آله ] و سلم و بر اين كه آنان به علّت مخالفتش كافرند ، و به جهت نافرمانى خداوند متعال ، دورشده از رحمتش هستند ، چون به كتابمان براى درستى دينشان استدلال كردهاند و من مىخواهم با آنها معارضه كنم . اينك پنجاه نويد از نويدهايى كه دلالت بر درستى دينمان دارد مىآورم :
هامش
( 1 ) . شهاب الدين احمد بن ادريس ، متوفى 684 .