دهلوى مىافزايد كه از تاريخهاى معتبر است ، « 1 » پس متن گفته او كه آورديم ، براى دهلوى و ديگران حجّت معتبرى است .
دوم . بدرالدين عينى گويد : « توراتى كه به دست موسىبنعمران عليه السلام بر يهود نازل شد ، بنابر آيهء : « إنّا أنزلنا التوراة فيها هدى » الآيه . نخستين كتابى است كه از آسمان نازل شد ، چون آنچه بر ابراهيم و ديگر پيامبران عليهم السلام فرو فرستاده شد ، كتاب ناميده نمىشد ، بلكه برگههايى بود . . . »
گفتند : موسى عليه السلام ، يوشعبننون جانشين بعد از خود را از اسرار تورات و الواح آگاه كرد ، تا آنها را به فرزندان هارون بسپارد ، چون اين امر ميان او و برادرش هارون عليه السلام مشترك بود ، چون گفت : « و أشركه في أمري » و او وصى بود . هنگامى كه هارون در زمان حيات موسى عليه السلام درگذشت ، جانشينى به يوشعبننون منتقل شد ، براساس آن قضاوت مىكردند ، و مدّتى به آن متمسّك بودند . » « 2 » عينى و تاريخش
عينى از بزرگانِ علماى قوم است ، همانگونه كه در گفتههايشان در بارهاش آمده است :
شمسالدّين سخاوى گويد : « محمودبناحمد ، قاضى حنفى ، يكى از بزرگان است كه به ابن العين شناخته مىشود .
به فرا گرفتن دانشها از دانشمندان و بزرگان مشغول شد ، پيشوايى عالم ، علّامهاى عارف به صرف و عربى و ديگر علوم بود ، حافظ تاريخ و لغت بود و آنها را بسيار به كار مىبرد و در فنون مشاركت مىكرد ، از مطالعه و نوشتن خسته نمىشد ، تعدادى كتاب با خط خود نوشت و بسيار تأليف كرد . او يگانهاى بود كه پس از استادمان ، نويسندهاى بيشتر از او را نمىدانم ، قلمش بهتر از تقريرش بود ، و نگارش او همراه با سرعت ، نيكو و شگفتانگيز است .
هامش
( 1 ) . التحة الاثنا عشرية : 264 .
( 2 ) . عقدالجمان فى تاريخ اهل الزمان ، فصل فى اهل الكتاب ( خطى ) .