رضىاللَّهعنه متوجّه نشد كه ايشان صلىاللَّهعليهوسلم به چه وجه او را تشبيه فرمود . لذا پيامبر آن را روشن ساخت با اين عبارت : جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، كه نشان داد پيوستگى او به پيامبر ، از جهت نبوّت نيست ، پس در جهت خلافت ، پيوستگى او باقى مىماند ، چون خلافت در مرتبه پس از نبوّت قرار دارد . » « 1 » پس ادّعاى دلالت حديث بر سلب و نفى خلافت از امير المؤمنين عليه السلام دروغ است .
14 - 6 . على قارى :
قارى ، كلام اخير طيّبى را نقل كرده « 2 » ، كه خوانديم و نتيجهء آن را ديديم .
15 - 6 . ابنحجر عسقلانى :
ابن حجر ، كلام طيبى را نقل كرده كه خوانديم « 3 » . و وجه آن را شناختيم .
16 - 6 . على عزيزى :
« على نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، يعنى : به من پيوسته است و نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به برادرش موسى فرود آمده است ، هنگامى كه او را جانشين خود در قومش كرد . »
« پيامبر فرمود : جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، كه با شرع ناسخى ، پيش آيد . اتّصال از جهت نبوّت را نفى كرد ، پس پيوستگى از جهت خلافت باقى مىماند ، چون در مرتبت پس از نبوّت مىآيد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . الكاشف ( خطى ) .
( 2 ) . المرقاة فى شرح المشكاة 5 : 564 .
( 3 ) . فتح البارى 7 : 60 .
( 4 ) . السراج المنير شرح الجامع الصغير ( خطى ) .