تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
پيامبران ندارد ، چون بنا بر ثبوت آنها به اين معنى ، اتّصاف پيامبر به صفت نقص ، عين اتّصاف او به صفت قبيح است . 3 - 2 . هر چند اكثر اشاعره تحسين و تقبيح عقلى به معنى مورد منازعه را نفى مىكنند ، ليكن گروه زيادى از دانشمندان مشهور اشاعره تصريح به اثبات آن مىكنند كه متن گفته‌هاى بعضى از آنان چنين است : يكم . عبدالعزيزبن‌احمد بخارى در شرح كلام به زودى گويد : « به زودى گفته : و از قضيه‌ى شرع . يعنى : و از حكم شريعت در اين باب - يعنى باب أمر اين است كه حكم آمر به مأمور به حُسن توصيف مىشود . و معنى آن ، اين است كه : ثبوت حُسن براى مأمور ، از قضيه‌هاى شرع است نه از قضيه‌هاى لغت ، چون اين صفت در قبيح مانند كفر ، و سفاهت و بيهودگى متحقّق مىشود ، همان‌گونه كه در حُسن تحقّق مىيابد . آيا نمىبينيد كه وقتى پادشاه ستمكار به انسانى فرمان زنا و دزدى و قتل بناحق دهد ، حقيقتاً فرمان‌دهنده است ، حتّى اگر مأمور با او مخالفت كند و فرمان او را انجام ندهد ، گفته مىشود كه با فرمان پادشاه مخالفت كرد . همچنين اختلاف كرده‌اند كه حُسن از موجبات امر است يا از مدلولات آن ؟ به نظر ما از مدلولات امر است و نزد اشعريه و اهل حديث از موجبات آن است ، و بنا بر اين كه حسن و قبح از افعال خارج از اضطرار باشد ، آيا به عقل شناخته مىشوند يا نه ؟ به عقيدهء آنان سهمى از آن ندارد ، بلكه به امر و نهى شناخته مىشوند ، پس حُسن بنفس الأمر ثابت خواهد بود ، نه اين كه امر ، دليل و معرّف به حُسن است كه از پيش عقلًا ثابت شده باشد . در نظر ما ، عقل ، سهمى در معرفت حُسن بعضى كارهاى مشروع مانند ايمان و اصل عبادت‌ها و عدالت و احسان دارد ، پس امر خود دليل و معرّفى چيزهايى است كه حُسن آن‌ها به عقل اثبات مىشود و موجب چيزهايى است كه به آن شناخته مىشود . اين مطلب در الميزان چنين آمده است . در كتاب القواطع آورده است : بيشتر پيروان شافعى عقيده دارند كه عقل بذاته دليلى بر تحسين و تقبيح چيزى نيست ، و حُسن و قبح چيزى را نمىشناسد ، تا آن‌كه