وعد و وعيد و ديگر موارد .
ما با دانش معمولى و با روش جارى خداوند متعال ، يقين داريم كه او معجزهاى به دست دروغگو ظاهر نمىسازد . و آن مانند ديگر كارهاى محال عادّى ، محال است ، گرچه بالذات ممكن باشد ، چون به روال كار ما ، چيزى بر خداوند متعال واجب نيست .
پس هرچه آوردهاند از لوازم آراستن كفر به جاى اسلام در دلها ، و آنچه اشاعره معتقد به اعتقاد حقيّت هستند ، ممكن است كه كفر و باطل باشد ، و شايستهى پاسخ نيستند .
پاسخ اين موارد چنين است : همهى اينها مانند ديگر امور عادّى ، به طور عادى اتّفاق نمىافتند ، و ما به واقع نشدنش يقين داريم ، گرچه عقلًا جايز باشد ، چون چيزى بر خداى تعالى واجب نمىشود و چيز زشتى نسبت به او وجود ندارد . »
پس روشن شد كه همهى بدگويىها و ناسزاها كه به علّامه حلّى گفته است ، متوجّه فخر رازى ، بلكه به خودش و همهى اشاعره مىباشد .
2 - پاسخ ادّعاى رازى اين است كه مسأله بر حسن و قبح استوار است
فخر رازى ادّعا كرده كه عدم جواز عوامل گريزاننده بر پيامبران ، مبتنى بر عقيده به تحسين و تقبيح است . و چون آنان چنين مىگويند ، پس مانعى از گريزانندگى بر پيامبران عليهم السلام نيست . در پاسخ بايد گفت :
1 - 2 . عبدالعلى انصارى در كلامى كه از كتابش ( شرح مسلّم الثبوت ) پيش از اين نقل شد ، صريحاً گويد كه مذهب اهل سنّت ، عصمت پيامبران از كارهاى پست ( برمبناى نقل ) است ، هرچند كه آن كارها مباح باشد . پس عقيده به عدم جواز امور گريزاننده بر پيامبران ، بر عقيده به تحسين و تقبيح عقلى ، متوقّف نمىشود .
2 - 2 . ابنروزبهان آورده است كه امتناع رذائل پست بر پيامبران ، مبتنى بر ثبوت حسن و قبح عقلى به معناى مورد منازعه نيست ، بلكه ثبوت آنها به معنى توصيف كمال و نقص كه اشاعره نيز به آن معتقدند براى امتناع رذائل بر ايشان ، بسنده است ، و بنابر تصريح رازى در نهاية العقول بر ثبوت حسن و قبح به معنى ذكرشده ، منع حسن و قبح عقلى به معنى مورد منازعه ، منافاتى با عقيده به امتناع رذائل و امور گريزاننده بر