مانند دزدى يك لقمه و غير آن كه دلالت بر فرومايگى دارد هر چند كه مباح باشد ، مورد اتّفاق فرقههاى اسلامى عصمت آنان از ارتكاب عمدى آنهاست ، براساس نقل در نظر اهل سنّت كه محوكنندگان بدعتاند ، خداوند متعال افزونشان فرمايد ، يا عقلى در نظر معتزله و رافضىها كه خداوند متعال ياريشان نكند ، و از پيش شبههى آنان و پاسخش را دانستى . » « 1 » 10 - 1 . دهلوى خودش چنين مضامينى گويد . « 2 » 11 - 1 . ابنروزبهان صريحاً آن را آورده است ، ليكن از شگفتىها نادانى يا تجاهل اوست نسبت به آنچه رازى در كتابش ( نهايةالعقول ) بر زبان آورده است تا كلام علّامه حلى را رد كند . علامّهى حلّى گويد : « اشاعره به اعتبار نفى حسن و قبح ملزم شدند كه جواز بعثت كسى را بپذيرند كه موصوف به رذايل و كارهاى بيانگر فرومايگى است . » ابن روزبهان گويد :
« به خداوند پناه مىبريم از اين خرافهها و هذيان گويىها و ذكر اين زشتىها هنگام نامبردن پيامبران ، و ورود در گروه : « انّ الّذين يحبّون أن تشيع الفاحشة فى الّذين آمنوا لهم عذاب شديد فى الدّنيا و الآخرة » . در هتك حرمت پيامبران همين بسنده است كه هنگام يادكردن آنان ، اين گونه ياوهها بيان شود ، سپس به بزرگان سنّت و علماى اسلام در مواردى افترا زند كه چيزى از آن لازمهى گفتهى آنان نيست . از پيش دانستيد كه حُسن و قبح به سه معنى است : يكى : توصيف نقص و كمال . دوم : ملايمت و منافرت .
اين دو معنى بدون شك عقلى است . اگر در مذهب اشاعره اين دو عقلى است ، كدام نقصى كاملتر از اين ، كه صاحب دعوت الاهى به اين قبايح موصوف باشد كه اين مرد بسيار بد فحّاش [ يعنى علّامه حلّى ] آورده است . گويى پيامبران را مانند خودش از فرومايگان حلّه بهشمار آورده است كه بدين كارهاى زشت بر ساحل فرات فساد مىانگيزند ! از تعصّب به خداوند پناه مىبريم كه انسان را به جهنّم وارد كند . »
هامش
( 1 ) . شرح مسلّم الثبوت 2 : 99 حاشيهى مستصفى .
( 2 ) . التحفة الاثنا عشريه ، مبحث النبوّة : 163 .