« شرط نبوّت مذكّربودن است ، چون زنانگى صفت كاستى است ، و نيز اين كه هنگام ارسال از طرف خداوند ، كاملترين مردم زمانش در خرد و آفرينش باشد ( خَلْقاً به فتح خاء معجمة و سكون لام ) . گرفتگى زبان حضرت موسى عليه السلام پيش از رسالت ، با دعوتش هنگام ارسال ، از بين رفت ، چنان كه گفت : « و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولي » و به دلالت كلام خداوند متعال : « قد أُتيتَ سُؤلَكَ يا موسى » .
پيامبر ، كاملترين مردم در تيزهوشى و نيرومندى است ، همانگونه كه بايد مهتر و مرجع همگان در مشكلات باشد . و شرط نبوّت ، پاكى و منزّه بودن از پَستى پدران و اشكال در مادران است ، يعنى در هنگام ياد آنان ، پاك باشند از بدگويى در باب عورت زنان كه شايسته نيست .
نيز : سلامت از قساوت ، چون سنگدلى موجب دورى از درگاه پروردگار است كه سرچشمهى گناهان است ، زيرا قلب تكّه گوشتى است كه اگر نيكو شد همهى بدن نيكو شود ، و اگر فاسد شد ، همهى بدن فاسد شود ، همانگونه كه حديث صحيح آن را باز مىگويد و در حديثى است كه دورترين مردم از خداوند متعال ، سنگدل است . ترمذى آن را حسن شمرده و بيهقى روايت كرده است .
همچنين : سلامت از عيبهاى دوركنندهى از آنان است ، مانند پيسى و جذام ، و منزّه بودن از قلّت جوانمردى مانند خوردن در راه ، و از پيشهى پَست مانند حجامت ، چون نبوّت شريفترين منصبهاى خَلق و مقتضى نهايت بزرگداشت شايستهى آفريدگان است ، پس هرچه با آن منافات دارد ، بايد از او نفى شود . » « 1 » 4 - 1 . به زودى در كتاب اصول عقايدش گويد : « وجه اين گفتهى عامّهى اهل سنّت و جماعت ، اين است كه خداوند متعال بيان فرموده كه از بعضى فرستادگان گناهانى سر زده است ، و درست نيست كه گناهانشان از روى قصد و اختيار باشد ، كه اگر چنين بود ، آنان در معرض دروغ گفتن بودند كه مقصود از رسالت منتفى مىشد . نيز به اين دليل كه اگر گناهانشان از روى قصد سر زده باشد ، طبع مردم از آنان دورى مىكند ،
هامش
( 1 ) . المسامرة فى شرح المسائرة فى العقائد المنجية فى الآخرة .