تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥

1 - گفته‌هايى در وجوب تنزيه پيامبران از نفرت‌انگيزها

اين گفته به اندازه‌اى زشت و قبيح است كه پوست‌ها از آن به لرزه و دل‌ها به درد مىآيند ، گفته‌اى كه كودكان مسلمان نيز بر زبان نمىآورند . اگر بر پيامبران چيزهايى روا باشد كه موجب اهانت و حقارت و ذلّت آنان شود و مستلزم دورى جستن سرشت‌ها و فاصله‌گرفتن از آنان گردد ، پس برانگيختن آنان را چه اثرى است ؟ و شريعت‌هايى كه به همراه مىآورند ، چه فايده‌اى دارد ؟ بدين‌ترتيب بنگريد كه اصرار اين گروه بر انكار و تكذيب فضايل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آنان را به كجا مىكشاند ؟ ناتوانى در وازدن آن فضيلت‌ها ، آنان را به آنجا مىكشاند كه عيب و كاستى به پيامبران نسبت دهند ! و ملزم شدن به اين سخنانِ بس زشت ، برايشان آسانتر و برتر از اعتراف به برترى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است ! ! تمامى اين بيهوده‌گويىها پيرامون خلافت حضرت هارون عليه السلام و همه‌ى افتراها درباره‌ى خودِ آن‌حضرت ، براىِ ابطال خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است كه به جانشينى حضرت هارون نسبت به حضرت موسى عليهما السلام تشبيه شده است ؟ ! چگونه عصبيّت آنان را به جهنّم روانه كرده است ؟ و آتش را بر اقرار برگزيده‌اند ؟ اينك به چند كلام از چند دانشمند آنها بنگريد . 1 - 1 . شاه ولىاللَّه دهلوى در كتاب إزالة الخفا صريحاً آورده است كه اشتراك خليفه با پيامبر در نياى اعلى واجب است ، تا مردم با چشم حقارت به جانشين ننگرند . 2 - 1 . ابن‌قيّم تصريح مىكند كه پيامبر نبايد چشمى خائن داشته باشد ، آنگاه گويد : « يعنى ظاهر و باطن و نهان و آشكار پيامبر ، با هم مخالف نيستند . و اگر حكم و فرمان خداوند را قصد كرد ، آن را به كنايه نمىگويد ، بلكه به صراحت و آشكارا مىگويد . » « 1 » 3 - 1 . ابن‌همام و ابن‌ابىشريف بر وجوب سلامت پيامبر از هر نقص و نفرت‌انگيزى تصريح مىكنند . اين گفته‌ى ابن‌همام در شرح كلام ابن‌ابىشريف است :
هامش
( 1 ) . زادالمعاد في هدى خير العباد 2 : 185 .