1 رد كردن ادّعاى منافات بين خلافت و نبوّت
1 - دهلوى گويد :
[ وجه ] دوم : ما نمىپذيريم كه يكى از منزلتهاى هارون نسبت به موسى ، جانشينى پس از مرگ باشد . چون اگر هارون بعد از موسى باقى مىماند پيامبر مستقلى در تبليغ مىبود و اين مرتبه آنى از او قطع نمىشد . امّا اين با خلافت منافات دارد ، چون خلافت ، نيابت آن پيامبر است و چه مناسبتى ميان اصالت و نيابت است ؟ !
گويم :
همانگونه كه بطلان وجه اوّل را توضيح داديم ، بطلان اين وجه را از چند جهت بيان خواهيم كرد ، تا همگان به ويژه اوليا و پيروان دهلوى - بر حقيقت وضع علمى و نفسى و ميزان آگاهى او از حقيقتهاى دينى آگاه شوند و نسبت به التزام او به آنچه در كتاب و سنّت و سخنان پژوهشگران از محدّثان و متكلّمان و مفسّران آمده ، اطّلاع يابند .
از وجوه بطلان اين مناقشه است :
1 - نتيجهى اين مدّعا ، بيهودگىِ حديث منزلت است
ادّعاى منافات داشتن خلافت و نبوّت ، خود ابطال شؤونى است كه حديث منزلت ، حمل بر منزلت معهود كرده است ، چون آن حمل بر پايهى ثبوت خلافت هارون