پس روشن شد كه : مراد از « إلّا أنّه لا نبيّ بعدي » هر جا كه آمده است ، « إلّا النبوّة » است ، پس استثنا متّصل است نه منقطع .
همچنين ظاهر شد كه « دهلوى » و « كابلى » و همانندشان ، از بررسى و پژوهش و پيگيرى در كتابها و نقلهاى حديث و لفظهاى آنها به دورند ، و بر پايهى هواهاى نفسانى و خواستههاى ظلمانى و تعصّبهاى شيطانى خود ، ضدّ اميرالمؤمنين عليه السلام و فضائل و مناقبش ، سخن مىگويند ! ! و با اين همه ادّعا مىكنند : اماميّه نادان ، و از فهم حقيقت حديثهاى نبوى ناتوانند ! !
نيز ظاهر شد كه سخن تفتازانى و پيروانش اعتبار ندارد كه گويد : « استثناى مذكور به معنى خارج كردن منزلتى از بعضى افراد منزلت با گفتن الّا النبوّة نيست » ! ! چون آنان لفظى را انكار كردند كه در حديثهاى متعدّدى آمده است كه بعضى از بزرگان حافظان صحت آن را دقيقاً نوشتهاند .
دانشمندان به صراحت ، استثنا را در حديث ، متّصل دانستهاند
ثابت شد - و خداوند را سپاس كه ادّعاى انقطاع استثنا باطل است ، چنان كه حديثهاى معتبر متعدّد و صريح مىگويد . نيز روشن شد كه مستثنى « النبوّة » است ، و جملهى « إلّا أنّه لا نبيّ بعدي » همانند « إلّا النبوّة » است . اين مطلب ، همچنين در پرتو سخنان پژوهشگران بزرگ اهل سنّت روشن مىشود :
شيخ محمّدبنطلحهى شافعى مىگويد : « جايگاه هارون نسبت به موسى به طور خلاصه اين است كه او برادر ، وزير ، بازو ، شريك در نبوّت و هنگام سفرش خليفهى او بر قومش بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله على را در همين جايگاه قرار داد و آن را با تعبير « إلّا النبوّة » برايش تثبيت كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله در پايان حديث آن را استثنا كرد با كلام خود كه فرمود : « غير أنّه لا نبيّ بعدي » . پس غير از نبوّتِ استثنا شده براى على ، آنچه برايش ثابت مىماند : اين كه برادرش ، وزيرش ، بازويش و خليفهاش بر خانوادهاش در سفرش به تبوك است . اين همه ، از شرافتهاى بسيار و الا و درجات عالى است كه حديث با لفظش و مفهومش دلالت بر اين مزيّت والاى علمى دارد . و اين حديثى است كه
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٨٣