استدلال مىكند :
اوّل : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سال نهم او را براى شكستن پيمانها با ابوبكر فرستاد ، و ابوبكر را بر او امير كرد .
دوم : پس از بازگشت او با ابوبكر ، او را به يمن فرستاد .
سوم : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به حجّةالوداع رفت ، غير على را بر مدينه جانشين خود كرد .
سپس ادّعا مىكند كه تمام اين مطالب نزد اهل علم ، بديهى و مورد اتّفاق آنان است و اخبار دربارهاش متواتر است ، گويى كه با چشمانت آنها را مىبينى .
در پاسخ بايد گفت :
پاسخ سخن اوّل : امير قرار دادن ابوبكر بر اميرالمؤمنين عليه السلام تهمتى آشكار است و اين ادّعا كه اخبار ارسال اميرالمؤمنين عليه السلام با ابوبكر متواتر است ، از زشتترين جعلهاست . هر پژوهشگرى مىتواند با بررسى روايتهاى اهل سنّت بر بطلان اين ادّعاها آگاهى يابد ، چه رسد به روايتهاى اماميه ، كه روايتهاى فراوانشان صراحت دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اميرالمؤمنين عليه السلام را پس از فرستادن ابوبكر ، فرستاد . پس اين كه ابن تيميه مىگويد : او را با ابوبكر فرستاد ، دروغى محض است . و اين ادّعا كه ابوبكر را بر او امير قرار داد ، همانند ادّعاى امير شدن مسيلمة بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است ، معاذاللَّه از آن ، يا همانند امير شدن فرعون بر حضرت موسى عليه السلام ، يا امير شدن نمرود بر حضرت ابراهيم خليل عليه السلام مىباشد .
روايات اهل سنّت صراحت دارد بر اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر را از ابلاغ برائت بر كنار فرمود و حضرت على عليه السلام را به تنهايى براى اين امر برگزيد .
همچنين روايتهايشان در مورد بازگشت ابوبكر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صراحت دارد ، پس از آن كه حضرت على عليه السلام آيات را از او گرفت . پس هر كس ادّعا مىكند كه اميرالمؤمنين عليه السلام همراه ابوبكر بازگشت ، بايد ادّعايش را اثبات كند ! !
و چگونه فرمانروايى ابوبكر بر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را ادّعا مىكند ، در حالى كه همين رخداد ، برترى آن حضرت عليه السلام را بر ابوبكر اثبات مىكند ، چون
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٥٨