من پيامبرى نيست ؟ » چنين شد كه على به مدينه بازگشت » . « 1 »
58 - روايت يافعى
عبداللَّهبن اسعد يافعى در ضمن شرح حال اميرالمؤمنين عليه السلام حديث را روايت كرده و بر صحّت آن تصريح كرده است . « 2 »
59 - روايت ابنكثير دمشقى
اسماعيلبنعمر دمشقى معروف به « ابنكثير » آن را چنين روايت كرده است :
1 - 59 . روايت سعدبن ابىوقاص : در دو صحيح ( بخارى و مسلم ) آمده است : از حديث شعبه از سعدبن ابراهيمبن سعدبنابىوقّاص ، از پدرش ، از سعدبن ابىوقاص كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ »
2 - 59 . امام احمد و مسلم و ترمذى ، از قتيبةبن سعيد ، از حاتمبناسماعيل ، از بكيربن مسمار ، از عامربنسعد ، از پدرش كه گفت : معاويهبن ابىسفيان به سعد فرمان داد ، و گفت : چه چيز تو را باز مىدارد كه ابوتراب را دشنام دهى ؟ گفت : سه سخن كه 2 رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود ، كه اگر يكى از آنها را داشتم ، برايم دوستداشتنىتر بود از شتران سرخمو . [ از جمله آنكه ] در يكى از جنگهايش او را به جاى خود گذارد .
على گفت : اى رسول خدا مرا با زنان و كودكان بهجاى خود مىگمارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . . . »
3 - 59 . ترمذى و نسايى از حديث سعيدبنمسيّب ، از سعد كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى . »
4 - 59 . احمد از ابو احمد زبيرى ، از عبداللَّهبن حبيببن ابىثابت ، از حمزةبن
هامش
( 1 ) . زادالمعاد فى هدى خير العباد : 3 / 529 - 530 .
( 2 ) . مرآة الجنان و عبرة اليقظان : 1 / 109 .