كردى و بر تخت خود نشاندى ، سپس على را دشنام دادى . به خداوند سوگند اگر يكى از سه ويژگى او را داشتم ، برايم دوستداشتنىتر بود از داشتن آنچه خورشيد بر آن مىتابد . [ اوّل ] اينكه برايم مىبود آنچه را رسول صلى الله عليه و آله هنگام جنگ تبوك فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » . اين برايم دوستداشتنىتر است از آنچه خورشيد بر آن بتابد . [ دوم ] اين كه برايم مىبود آنچه روز خيبر فرمود : « حتماً پرچم را به مردى مىدهم كه خداوند و رسولش را دوست مىدارد و خداوند و رسولش او را دوست مىدارند خداوند بر او پيروزى مىدهد و هرگز فرار نمىكند . » برايم دوستداشتنىتر بود از آنچه خورشيد بر آن طلوع مىكند . [ سوم ] اين كه همسر دخترش باشم . و از او خويشاوندى داشتم كه او دارد ، كه اين برايم دوستداشتنىتر است از دارابودن آنچه خورشيد بر آن مىتابد . حال كه چنين مىگويى ، از امروز به بعد در خانهاى كه تو هستى وارد نمىشوم . سپس لباسش را تكان داد و خارج شد .
9 - 59 . احمد از محمّدبنجعفر ، از شعبه ، از حكم ، از مصعببنسعد ، از سعد كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله علىبنابىطالب رابه جاى خويش گمارد . گفت : اى رسول خدا مرا ميان زنان و كودكان بهجاى خود مىگذارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست . » اسنادش به شرط آن دو ( بخارى و مسلم ) است و برخى از محدّثان آن را نقل نكردند .
10 - 59 . همين حديث را ابوعوانه روايت كرد : از اعمش ، از حكم ، از مصعب ، از سعد ، از پدرش .
11 - 59 . ابوداوود طيالسى ، از شعبه ، از عاصم ، از مصعب از پدرش نيز روايت كند . پس خداوند داناتر است . . . . « 1 »
60 - روايت علاءالدوله سمنانى
احمدبن محمّدبن احمد ملقّب به علاءالدوله سمنانى در كتابش ( العروة الوثقى ) آن را روايت كرده است كه بعد از اين خواهيم آورد .
هامش
( 1 ) . تاريخ ابنكثير : 7 / 340 - 341 با اندكى اختلاف در لفظها و ترتيب روايتها .