تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
4 - 54 . پس از نقل حديثى از على عليه السلام گويد : و از اوست كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه مرا به‌جاى خود در مدينه گذاشت ، فرمود : « تو را به‌جاى خود گذاشتم تا جانشين من باشى » . گفتم : چگونه از شما اى رسول خدا باز بمانم ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . طبرانى آن را در « المعجم الأوسط » نقل كرده است . 5 - 54 . از عامربن‌سعد از پدرش كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : براى على سه صفت است ، كه اگر يكى از آن‌ها را داشتم ، از شتران سرخ برايم دوست‌داشتنىتر بود : [ اوّل ] بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شد ، پس على و فاطمه و دو پسرش را زير لباس وارد كرد ، سپس گفت : « پروردگارا اينان بستگان و خانواده‌ام هستند . » [ دوم ] هنگامى كه او را در جنگى جانشين خود نمود ، على گفت : اى رسول خدا مرا در زنان و كودكان به‌جاى خود گماردى ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » . [ سوم ] روز جنگ خيبر به او فرمود : « حتماً پرچم را به مردى مىدهم كه خداوند و رسولش را دوست مىدارد و خداوند و رسولش او را دوست مىدارند . خداوند بر دستانش پيروزى مىدهد . » مهاجرين براى پرچم رسول خدا صلى الله عليه و آله سروگردن كشيدند . فرمود : على كجاست ؟ گفتند : چشم‌درد دارد . فرمود : او را بخوانيد . او را خواندند . پس در چشمانش آب‌دهان انداخت و خداوند بر دستان او پيروزى داد . حافظ محب‌الدّين ابن‌نجّار آن را در تاريخش نقل كرد . « 1 »

55 - روايت حموينى

صدرالدّين حموينى نقل‌هاى متعددى از حديث را در كتابش ( فرائد السمطين ) روايت كرده است ، كه بعد از اين آن‌ها را خواهيم آورد ان‌شاءاللَّه .
هامش
( 1 ) . الاكتفاء فى فضل‌الاربعة الخلفاء ( خطى ) .