تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
در جنگ تبوك ، على را به‌جاى خود گمارد . گفت : اى رسول خدا مرا ميان زنان و كودكان به‌جاى خود مىگذارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » . آن را در دو صحيح ( بخارى و مسلم ) نقل كردند . 2 - 50 . مسلم ، از عامربن‌سعدبن ابىوقّاص كه گفت : معاويةبن ابىسفيان سعد را فرمان داد و گفت : چه چيز تو را از دشنام‌دادن ابوتراب بازداشت ؟ سعد در پاسخ گفت : سه كلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه به او فرمود ، لذا هرگز او را دشنام نمىدهم . كه اگر يكى از آن‌ها را داشتم ، برايم دوست‌داشتنىتر بود از شتران سرخ‌مو . و حديث پرچم را از آن جمله ياد كرد كه پس از اين آن را خواهيم آورد . ان‌شاءاللَّه . دوم : هنگامى كه آيه نازل شد : « قل تعالوا ندع أبنائنا و أبنائكم » تا آخر آيه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و فرمود : پروردگارا ! اينان خانواده من هستند . سوم : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله در يكى از جنگ‌هايش او را به‌جاى خود گماشت . گفت : اى رسول خدا مرا با زنان و كودكان رها كردى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى . . » . و حديث را ذكر كرد . « 1 »

51 - روايت گنجى

ابوعبداللَّه محمّدبن‌يوسف گنجى در كتابش ( كفايةالطالب ) آن را روايت كرده است كه متن آن را در صفحات آينده در جاى خودش خواهيم آورد . ان‌شاءاللَّه‌تعالى .

52 - روايت نووى

يحيىبن‌شرف نووى حديث را در كتابش ( تهذيب الأسماء و الغات ) اين‌گونه روايت كرده است : در صحيح بخارى و مسلم از سعدبن‌ابىوقّاص روايت كرده‌اند : رسول اكرم صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . تذكرةالخواص : 27 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 102 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب