[ 18 ] : حاشيهء صفحهء ( 24 ) متن كتاب
محتمل است كه رباعي مذكور را بر ناصر خسرو بسته باشند چنانكه در كتاب « رياض الشعراء » در ترجمهء أو چنين گفته است : خواجة ناصر خسرو جامع جميع علوم ظاهري وباطني است ، در حكميات ، وفقه ، وحديث ، وتصوّف ، صاحب دستگاه بوده ، علوم غريبه را نيز خوب مىدانسته ، أمور عجيبه از آن سر مىزد ، ورياضات شاقّه بسيار كشيده . . . ، وى در أوايل حال در خدمت شيخ أبو الحسن خرقانى استفاده نموده ، گويند : با فاريابى مباحثه كرده وبا شيخ رئيس مواخاة داشته ، ودر زمان خود أهل غرض طعنش نموده وطعن آنها غلط است زيرا كه از عارفان كامل واصل بوده .
گويند : حال رياضت را به حدّى رسانيد كه در ما هي يك مرتبه طعام خوردى ، وبراي تسخيرات وطلسمات مهارت تمام حاصل بوده وفاتش در سنه ( 431 ) « 1 » واقع شده است .
قرآن را يكى خانها هست كايزد * حوالت به أو كرده هر انس وجان را
تو بر آن گزيده خدا وپيمبر * گزيدى فلان وفلان وفلان را
اگر دوستى خاندانت ببايد * چو ناصر بده جان من خانومان را
گويند كه پيغمبر ما رفت ز دنيا * ميراث خلافت به فلان داد وبهمان
هرگز ملكي ملك به بيگانه نداده است * رو دفتر شاهان جهان نيك تو برخوان
با دختر وداماد وپسر عم ونبيره * ميراث به بيگانه دهد هيچ مسلمان « 2 » ؟
انتهى .
قاصر گويد كه : مشهور آن است كه سه بيت آخر از حكيم سنائى است « 3 » منه رحمه اللّه .
پاورقی
( 1 ) لازم به يادآورى است كه : در تاريخ وفاتش أقوال متفاوتى وجود دارد ، مراجعه شود به ريحانة الأدب :
6 / 102 .
( 2 ) رياض الشعراء : 385 .
( 3 ) تحفة الأخيار : 270 ، ريحانة الأدب : 3 / 87 .