تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
نمائيد كه خالى از فايده نيست ؟

جواب :

أقوى ادلّهء ايشان آن است كه : ممتنع است كه وجود واجب زايد باشد بر ذاتش ، خواه در خارج وخواه در ذهن ، والّا پس اگر حقيقت أو مجموع عارض ومعروض - يعنى وجود وذات - باشد لازم آيد تركّب عيني بر تقدير اوّل ، وذهني بر تقدير ثاني ، واگر أحدهما باشد چون هر يك به انفراده مستقل نيست در وجود وبقاء ؛ لازم آيد احتياج واجب ، وآن منافى وجوب است ، پس وجود واجب عين ذات أو باشد هم در ذهن وهم در خارج ، ودر اين صورت اگر اين وجود عين مطلق است ، ثبت المطلوب والا لازم آيد كه جزء متعيّن باشد ، پس تركّب واجب لازم آيد واين محال است ، پس ثابت شد كه واجب الوجود وجودي است مطلق وتعيّن وصفى است عارض أو وزوال تعيّن وعروض تعيّن ديگر تأثير در ذات وجود نكند وموجب تغيّر وتكثّر حقيقي نگردد ، چنانكه نور به ألوان آبگينه متلوّن نشود وچون بر زمين افتد به حسب ذات متكثّر نگردد ، بلكه در حقيقت زمين متنوّر ومتكثّر مىگردد چه اگر بىواسطه زمين ملاحظهء ذات نور شود أصلا در آن تكثّر متصوّر نشود . ودليل ديگر كه در قوّت مثل دليل سابق است اين است كه مىگوئيم كه : آيا وجود منحصر است در معنى عام إضافي ، اعتباري ، انتزاعي ، يا نه ؟ بلكه وراء ماهيت امرى است موجود كه منشأ آثار واحكام مىشود ؟ اوّل باطل است به دليلي كه در سؤال پانصد وهشتاد وچهار مذكور خواهد شد ، إنشاء اللّه تعالى ، پس متعيّن شد كه در هر فرد فرد از موجودات وراء ماهيت امرى كه مسمّى به وجود خاص است ومنشأ آثار واحكام است باشد . هرگاه متقرّر ومتمهّد شد اين مقدمه ، مىگوئيم كه : حصّهء وجود در ضمن اين فرد يا عين حصّهء وجود در ضمن فرد ديگر است يا نه ؟ اگر عين باشد ثبت المطلوب - كما لا يخفى - واگر غير باشد بايد كه ما به الامتيازي باشد وآن يا
مقامع الفضل — صفحة 438 | مؤسسة العلامة المجدد الوحيد البهبهاني / آقا محمد علي كرمانشاهي