تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
مناف به مدينه رفت وأو را در ميان كودكان ديد كه بازى مىكند وبه فراست أو را شناخت واسمش را پرسيد گفت : شبيه پسر هاشم ، پس مطّلب بدون اطلاع مادرش واقوامش أو را برداشته در عقب خود سوار كرده به مكّه برد ، ودر راه از خوف أقوام سلمى كه أو را تعاقب كنند واز أو بگيرند ؛ به هر كس كه برمىخورد واز أو أحوال مىپرسيد ، مىگفت كه : اين بندهء من است وبه اين سبب مشهور شد به عبد المطّلب « 1 » ، وبعد از مطّلب رياست وبزرگى مكّه بر أو قرار گرفت وأو أولاد به هم رسانيد ، لكن از آنها عقب مشهور ومعروفي نماند مگر از چهار پسرش ، أبو طالب پدر حضرت أمير عليه السّلام وعبّاس جدّ بنى عبّاس وأبو لهب وحارث ، وبني هاشم در اين زمان منحصر در أولاد اين چهار نفرند وديگران معروف نيستند « 2 » ، واللّه العالم .

سؤال شسح [ 368 ] :

به وطى دبر مرد ، يا زن ، يا ساير حيوانات غسل واجب مىشود يا نه ؟

جواب :

به وطى دبر مرد ، يا زن وخنثى غسل واجب مىشود بر فاعل ومفعول ، هرچند كه هيچ كدام انزال منى نكنند ، ودر وطى ساير حيوانات بدون إنزال أحوط ؛ كردن غسل است ، لكن به همان غسل نماز نكند .

سؤال شسط [ 369 ] :

نيّت نماز وروزهء قضاء از ميّت كه به عنوان اجاره [ انجام ] مىشود ، چه نحو بايد كرد ؟ وموجر مىتواند كه به تأخير به عمل آورد ، يا بايد تعجيل نمايد ، وبر تقدير تأخير چه ضرر دارد ؟

جواب :

نيّت را در دل به اين طريق كند كه نماز صبح - مثلا - مىگزارم ، يا
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 15 / 64 . ( 2 ) بدون شك يكى از فرزندان عبد المطلب عبد اللّه پدر بزرگوار پيغمبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىباشد كه نسلش جهان را پر كرده است ، بنابراين فقط چهار نفر مشار إليهم را صاحب عقب وأولاد معرفى كردن يا بخاطر مفروغ عنه بودن ذكر نكرده است ، ويا بايد از سهو القلم مؤلف شمرد .