مىگردد ، ولكن اگر ضمان به اذن پسر بالغ رشيد شده باشد ورثه مىتوانند كه به قدر حصّهء خود از آن پسر مطالبه نمايند « 1 » .
سؤال رصه [ 295 ] :
هرگاه وارث منحصر در دو خالوزاده ويك عمّهزاده باشد ، حصّهء هر يك چه مىشود ؟
جواب :
دو ثلث تركه از عمّهزاده ويك ثلث از خالوزادها است بالمناصفه .
سؤال رصو [ 296 ] :
مراد از لفظ « معاني » كه در أصول دين از حق تعالى نفى مىكنند چيست ؟
جواب :
مراد از آن صفاتى است كه اشاعرهء أهل سنّت از براي خدا ثابت كردهاند به اين طريق كه : خدا قادر است به قدرت ، وعالم است به علم ، وحىّ است به حيات ، وأمثال اينها ، وگمان كردهاند كه : اينها قديمند وحلول در ذات خدا نمودهاند وزايدند بر آن ذات « 2 » ، واينها غير احوالند « 3 » كه بهشميه از جملهء معتزلهء أهل سنت از براي خدا ثابت نمودهاند وآن عبارت است از الهيّت ووجوديّت وحييّت وقادريّت وعالميّت ، وگمان كردهاند كه خدا مساوى است با ساير چيزها وامتيازش همين به حالتي است كه آن را الهيّت گويند « 4 » ، واين حالت ثابت كرده است از براي أو چهار حالت ديگر را كه مذكور شد .
سؤال رصز [ 297 ] :
شخصي متوفّى شد از أو ماند بسى مال * وارث دو بماندند يكى عمّ ويكى خال
هامش
( 1 ) د ، ه : كنند .
( 2 ) ملل ونحل شهرستانى : 1 / 86 .
( 3 ) در نسخهء الف به جاى « غير احوالند » ( أحوال غير است ) آمده است .
( 4 ) در مظانّش نيافتيم .