همه - كما فرض اللّه - منقسم مىگردد « 1 » ، مگر آنكه صغار ثابت كنند كه چيزى را به آنها نيز بخشيده وخودش به ولايت در تصرّف داشته ، يا آنكه از براي آنها وصيت كرده « 2 » وكبار بعد از شنيدن وصيت با بلوغ ورشد راضى شده وقبول كردهاند ، هرچند كه قبول را قبل از موت كرده باشند ، على الأظهر الأشهر ، واللّه العالم .
سؤال رسد [ 264 ] :
زيد متّهم به خونى شده ودية از أو مىخواستند ، چنانكه تعارف الوار وأكراد است ؛ صبيّهء خود را به عوض ديت داده ، وبعد از فوت زيد پسرش به سبب آنكه همشيرهاش ادّعاى ارث بر أو داشت پول بسيارى داد وهمشيرهء خود را گرفت والحال همشيره ادعاى ارث بر برادر مىنمايد ، آيا برادر را مىرسد كه ادّعاى پول « 3 » را از أو بكند يا نه ؟
جواب :
دختر به عوض خون دادن پوچ است وكسى را بر دختران تسلط نيست ، خواه صغيره باشند وخواه كبيره ، وهرگاه برادر به اذن خواهر بالغهء رشيده به جهت استخلاص أو پولى داده شايد تسلط مطالبه از أو داشته باشد ، واللّه العالم .
سؤال رسه [ 265 ] :
زيد فوت شده ودو صغيره از أو مانده ودو همشيره نيز دارد كه در عرض سى سال مطلقا بر برادر ادّعاى مال پدر نكردهاند وزيد قرض والد « 4 » را از خود أداء نموده ، واملاك خراب را آباد نموده ، ورسوم مميّز وديواني را از خود داده ، والحال همشيرهها ادعاى ارث بر صغار مىنمايند ، وصغار منكرند ومىگويند كه : مالي است از پدر به ما رسيده وكسى را غير از
هامش
( 1 ) ه : مىشود .
( 2 ) ه : نموده .
( 3 ) ه : آن پول .
( 4 ) ه : والد خود .