تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
رضاى أو نسبت به سهم پسر نيز شرط است وديت مذكوره را به بيست وچهار حصّه مىشود ؛ چهار حصّه به والدهء مقتول مىرسد . وتتمه به والدهء پسر ، واللّه العالم .

سؤال قسا [ 161 ] :

دو جريب باغ ؛ كمترين با دو نفر به شراكت خريده‌ايم وبعد از چند وقت آن دو نفر بنا گذارده‌اند كه آن باغ را تقسيم كنيم ومن اوّلا راضى نشدم ، بعد از آنكه راضى شدم ، هر سه به اتّفاق ميان باغ رفتيم وقسمت كرديم ، والحال كمترين به آن قسمت راضى نيستم به سبب آنكه مغبونم ؟

جواب :

هرگاه غبن تو فاحش باشد ، يعنى : زيادة بر ده ونيم « 1 » باشد - چنانكه ظاهر فقهاء است - وناشى باشد از غلط قاسمين اختيار فسخ دارى ، خصوصا در صورتي كه بعد از قسمت اظهار رضا ننموده باشى ، واللّه العالم .

سؤال قسب [ 162 ] :

زيد مدّتى است كه از والد خود سوا شده ودر اين وقت والدش فوت شده وجمعى ادعاى طلب بر والدش مىنمايند ، وأو را بر صدق وكذب ايشان اطلاعى نيست واز والدش چيزى مخلّف نشده ، آيا تسلّطى بر زيد دارند كه طلب خود را از أو بگيرند يا نه ؟

جواب :

ادّعاى طلبكار بر مال ميّت است ، ونمىرسد كه ادّعا بر وارث نمايد مگر آنكه مال ميّت نزد أو باشد ، ادّعاى زيادة بر مال ميّت از خانه وغير آن بر أو نمىتواند كرد ، واللّه العالم .

سؤال قسج [ 163 ] :

زيد عمارت خود را بيع شرط گذاشته ووفات يافته وبعد از وفاتش بيع مزبور لازم گرديده ودو نفر از كبار أولاد أو در نظر اهالى شرع آن را بيع لازم كرده ونوشته داده‌اند والحال يك نفر از صغار أو آمده ادعاى رسد خود را مىنمايد ، أو را مىرسد يا نه ؟
هامش
( 1 ) يعنى : يك بيستم .