تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ادعاى شبهه نكند ؛ بىشبهه كافر ونجس خواهد بود نسبت به كساني كه اين حرف را از أو شنيده‌اند وميان خودش وخدا توبه مىتواند كرد لكن توبه نفع به حال دنياي أو نمىرساند كه أو را پاك ومسلمان كند نزد كساني كه آن حرف را از أو شنيده‌اند ، يا جزم به صدور آن از راه علم وعمد از أو به هم رسانيده‌اند ، وبر آنها كه شنيده‌اند واجب نيست كه از براي ديگران نقل كنند خصوصا بعد از اظهار توبه وپشيمانى واگر نقل كنند بر ديگران ؛ قبول لازم نيست مگر آنكه دو شاهد عادل باشند ، واللّه العالم .

سؤال قس [ 160 ] :

زيد مقتول شده وپسرى ووالده‌اى وزوجه‌اى داشته ، وبعد از آن ؛ پسرش وفات يافته ، از سر « 1 » والده وديت مقتول از قاتل اخذ شده ، بيان فرمائيد كه به چه نحو تقسيم مىشود ؟ وارث پسر به والده مىرسد يا به جدّه ؟ وباقي اقربا را در ديت دخل هست يا نه ؟ ودر آن وقت كه ديت را ؛ قاتل مىداد صبيّهء خود را عقد كرده « 2 » به برادر مقتول داده وچندين سال است كه در تصرّف أو مىباشد ، والحال والدهء پسر كه وارث است ؛ ادعا مىنمايد كه شيربها ، يا چيزى كه در وقت دادن زن به پدر دختر يا دختر مىدهند تو بمن بدهى ، آيا ادعاى أو صورتي دارد يا نه ؟

جواب :

ديت مانند ساير تركهء مقتول بر ورثهء شرعيه أو منقسم مىشود ؛ مگر بر متقرب به أم به تنهائى ، على المشهور المنصور « 3 » ، وبا وجود ولد ووالده وزوجه به جدّه وساير خويشان نمىرسد ، وسهم پسر به والده منتقل مىشود ، وبه سبب دختر دادن قاتل ؛ از ديت چيزى كم نمىگردد مگر به رضاى جميع ورثه كه مستحق ديت‌اند ، وبعد از فوت پسر چون سهمش به مادرش مىرسد -
هامش
( 1 ) يعنى : سرپرستى . ( 2 ) ج ، د ، ه‍ : نموده . ( 3 ) شرح لمعه : 8 / 36 و 37 ، كشف اللثام : 2 / 280 ، رياض المسائل : 2 / 341 .