تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
دادن حج تهاون مىنمايد ، آيا شخصي ديگر مىتواند كه جبرا از ايشان وجه بگيرد واستيجار حج بلدي يا ميقاتى نمايد ؟ ومثاب خواهد بود در اين باب يا نه ؟

جواب :

از بابت امر به معروف ؛ قادر بر اجبار مىتواند كه ايشان را بر اخراج حجّة جبر نمايد وثواب نيز دارد .

سؤال قند [ 154 ] :

ملكي مشاع ميان زيد وعمرو بوده وبا همديگر مصالحه نموده‌اند ودر أحد حصّتين تفاوت فاحش بوده كه يكى مرغوب وديگرى غير مرغوب ، مالك مرغوب وجه نقدي به آن ديگرى داده وصيغهء مصالحه نيز جارى شده ، وحال بازآمده وادعاى غبن مىنمايد ، چه صورت دارد ؟

جواب :

هرگاه صاحب حصّهء مرغوبه زيادتى تفاوت ديگرى را با معرفت ورضاى طرفين مصالحه نموده ؛ صلحش صحيح ولازم است وآن ديگرى را بر أو تسلطى نيست .

سؤال قنه [ 155 ] :

چند باب خانه از پدرى به چهار أولاد انتقال يافته وبرادرها آنها را رسد « 1 » كرده‌اند وهر يك متصرّف حصّهء خود بوده‌اند ، وچند دفعه خانه‌ها خراب شده واز نو تعمير كرده‌اند ، وحال زيد آمده وثابت نموده كه رسدى « 2 » در اين خانه‌ها دارد ، آيا رسد از كلّ خانه‌ها مىبرد ، يا از يك حصّه از آنها ؟ وزيد بايد اخراجاتى كه در اينجا كرده‌اند بدهد ومتصرّف حصّهء خود بشود يا نه ؟

جواب :

هرگاه سهم زيد حصّهء مشاعه بوده است در ميان كلّ خانه‌ها ؛ رسد خود را از همه مىگيرد واختصاص به حصّهء معيّنه ندارد ودادن اخراجات
هامش
( 1 ) يعنى : تقسيم . ( 2 ) يعنى : سهمى .