تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
و مطيّة التّعب ، و الحرص و الكبر و الحسد دواع إلى التّقحّم في الذّنوب ، و الشّرّ جامع لمساوى العيوب . ( 2 )

189 -

و قال عليه السلام لجابر بن عبد اللّه الأنصاري : يا جابر ، قوام الدّنيا بأربعة : عالم مستعمل علمه ، و جاهل لا يستنكف أن يتعلّم ، و جواد لا يبخل بمعروفه ، و فقير لا يبيع آخرته بدنياه . ( 1 ) فإذا ضيّع العالم علمه استنكف الجاهل أن يتعلّم ، و إذا بخل الغنيّ بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه . ( 2 ) يا جابر ، من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس إليه ، فإن قام بما يجب للهّ فيها زاده اللّه منها و إن قصر فيها عرّض نعمته لزوالها . ( 3 ) [ كردن به دنيا ] كليد رنج و مركب دشوارى است ، و حريصى و كبر و حسد وا خوانندگانند وا افتادن در گناه‌ها ، و شر و بدى جمع كننده [ است ] مر بدى هاى عيب ها را . ( 2 ) 189 - و گفت - عليه السّلام : مر جابر پسر عبد اللّه انصارى : اى جابر قائم بودن دنيا به چهار چيز است : عالمى كه عمل كننده باشد علم خود را ، و نادانى كه ننگ ندارد از آموختن ، و سخاوت كننده‌اى كه بخيلى نكند به مال خود ، و درويشى كه بنفروشد آخرت خود را به دنياى خود . ( 1 ) پس چون ضايع كند عالم علم خود را ، ننگ دارد نادان از آموختن ، و چون بخيلى كند توانگر به مال خود ، بفروشد درويش آخرت خود را به دنيا خود . ( 2 ) اى جابر هر كه بسيار باشد نعمت هاى خدا بر او ، بسيار باشد حاجت هاى مردمان به او ، بدرستى كه اگر قيام نمايد به آنچه واجب است خدا را در آن ، زيادت كند خدا از آن نعمت ، و اگر تقصير كند در آن ، در معرض آورده باشد نعمت خود را به زوال . ( 3 )