تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

191 -

و قد قال فى كلام له عليه السّلام غير هذا يجري هذا المجري : فمنهم المنكر للمنكر بيده و لسانه و قلبه ، فذلك المستكمل لخصال الخير . ( 1 ) و منهم المنكر بلسانه و قلبه و التّارك بيده ، فذلك متمسّك بخصلتين من خصال الخير و مضيّع خصلة . ( 2 ) و منهم المنكر بقلبه ، و التّارك بيده و لسانه ، فذلك الّذي ضيّع أشرف الخصلتين [ من الثلاث ] ، و تمسّك بواحدة ، و منهم التّارك لإنكار المنكر بلسانه و قلبه و يده ، فذلك ميّت الأحياء . ( 3 ) و ما أعمال البرّ كلّها و الجهاد في سبيل اللّه ، عند الأمر 191 - و بدرستى كه گفت در سخنى كه او راست - عليه السّلام - جز اين ، كه مى رود [ در مجراى ] اين كلام : پس [ بعضى ] از ايشان انكار كنند [ ه است ] مر منكر را به دست خود و زبان خود و دل خود ، پس آن تمام فرا گيرنده [ باشد ] مر خصلت هاى خير را . ( 1 ) و از ايشان [ است ] انكار كننده به زبان خود و دل خود و ترك كنند [ ه است ] به دست خود ، پس آن [ كس ] تمسّك كننده است به دو خصلت از خصلت هاى خير ، و ضايع كننده [ است ] خصلتى [ را ] . ( 2 ) و از ايشان [ است ] انكار كننده به دل خود و ترك كننده به دست و زبان خود ، پس آن است آنك ضايع كرد شريف ترين دو خصلت را از سه خصلت ، و چنگ در زد به يكى . و از ايشان [ است ] ترك كننده مر انكار آن انكار كرده را به زبان و دل و دست خود ، پس آن است مردهء زندگان . ( 3 ) و نيست عمل هاى نيكو همهء آن و جهاد در راه خدا نزديك امر كردن به معروف و