يعظمّه في عيني صغر الدّنيا في عينيه . و كان خارجا من سلطان بطنه ، فلا يتشهّى ما لا يجد ، و لا يكثر إذا وجد . ( 1 ) و كان أكثر دهره صامتا ، فإن قال بذّ القائلين ، و نقع غليل السّائلين . و كان ضعيفا مستضعفا فإن جاء الجدّ فهو ليث عاد ، و صلّ واد . ( 2 ) لا [ كه ] بزرگ [ مى داشت ] او [ را ] در دو چشم من ، خرد بود [ ن ] دنيا در هر دو چشم او ، و بود بيرون شونده از غلبهء شهوت خود ، پس آرزو نكرد آنچه را كه نيافت ، و بسيار نخورد چون بيافت . ( 1 ) و بود بيشترين روزگار خود خاموش ، پس اگر [ سخن ] گفتى در خشم آورد [ ى ] گويندگان را و سير آب كرد [ ى ] تشنگان سؤال كنندگان را ، و بود متواضع [ و ] ضعيف شمرده ، پس اگر [ درآمدى وقت كار زار ] پس او شيرى بود حمله برنده و مارى رودخانه ، ( 2 ) ظاهر نكرد حجّتى تا كه آوردى حكم ، و بود كه ملامت نكرد [ ى ] يكى را بر آنچه نيافت [ عذر ] در مانند آن تا كه بشنود عذر آوردن او [ را ] ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٣٧