131 -
و قد سئل عن القدر ، فقال : طريق مظلم فلا تسلكوه ، و بحر عميق فلا تلجوه ، و سرّ اللّه فلا تتكلفّوه .
- إذا أرذل اللّه عبدا حظر عليه العلم .
132 -
و قال عليه السلام : كان لي فيما مضى أخ في اللّه ، و كان 131 - [ و ] بدرستى كه سؤال كردند از قدر پس گفت : راهى است تاريك كه نرود كسى آن را ، و دريايى است [ با ] جولاى قوى كه در نرود [ كسى آن را ] ، و سرّ خدا است بر خود نبنديد علم آن را .
- چون فرومايه كند خدا بندهاى را ، حرام كند بر او علم را .
132 - و گفت او - عليه السّلام : بود مرا در آنچه بگذشت ، برادرى در راه خدا ، و بود