الحظّين معا ، و ملك الدّارين جميعا ، فأصبح وجيها عند اللّه ، لا يسأل اللّه حاجة فيمنعه . ( 4 )
126 -
و روى أنه ذكر عند عمر بن الخطاب في أيامه حلي الكعبة و كثرته ، فقال قوم : لو أخذته فجهزت به جيوش المسلمين كان أعظم للأجر ، و ما تصنع الكعبة بالحلي ( 1 ) فهم عمر بذلك ، و سأل عنه أمير المؤمنين عليه السلام ، فقال : إنّ القرآن أنزل على النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله ، و الأموال مر او را [ است ] از دنيا بى عمل ، پس جمع آورد دو نصيب و بهره را وا هم ، و مالك شود هر دو سرا را همه ، پس گردد روشناس نزديك خدا ، سؤال نكند از خدا حاجتى [ و ] چيزى كه باز دارد آن را . ( 4 ) 126 - و روايت كردند ، كه ذكر كردند نزديك عمر پسر خطّاب در ايّام [ خلافت ] او زيور كعبه [ را ] و بسيار گردانيدن زيور ، پس گفتند گروهى : اگر فراگيرى آن [ زيور ] را پس ساز كنى به او لشكرهاى مسلمانان را باشد بزرگ تر براى مزد ، و چه كند كعبه به پيرايه و زيور ( 1 ) پس قصد كرد عمر به [ فرا گرفتن ] آن ، و سؤال كرد از آن امير مؤمنان را - عليه السّلام ، پس گفت امير - عليه السّلام : بدرستى كه قرآن را فرو فرستاد بر پيغمبر - صلعم - و مال ها به چهار قسمت گرداند : [ يكى ] مال ها