تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
و أوشك أن يكون منهم . ( 3 ) - من حاسب نفسه ربح ، و من غفل عنها خسر ، و من خاف أمن ، و من اعتبر أبصر ، و من أبصر فهم ، و من فهم علم . ( 4 ) - لتعطفنّ الدّنيا علينا بعد شماسها عطف الضّروس على ولدها و قرء عقيب ذلك : وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ . ( 5 ) مشابهت كند به قومى [ مگر ] و نزديك [ به اين شود كه ] باشد از ايشان . ( 3 ) - هر كه حساب كند نفس خود را سود كند ، و هر كه غافل شود از آن زيان كار شود ، و هر كه ترسد ايمن شود ، و هر كه عبرت گيرد بينا شود ، و هر كه بينا شود فهم كند ، و هر كه فهم كند بداند . ( 4 ) - هر آينه مهربان شود و باز گردد دنيا بر ما پس از منع كردن ركوب خود ، چون مهربانى كردن شتر بد [ خو ] بر بچهّء خود . و بخواند در عقب اين : « و خواهيم ما كه عطا دهيم بر آن ها كه ضعيف شمرده شدند در زمين ، و گردانيديم ايشان را پيشوايان ، و گردانيديم ايشان را وارثان » . ( 5 )