فنحن أعوان المنون ، و أنفسنا نصب الحتوف ، فمن أين نرجو البقاء و هذا اللّيل و النّهار لم يرفعا من شيء شرفا ، إلّا أسرعا الكرّة في هدم ما بنيا ، و تفريق ما جمعا ( 3 ) - يا ابن آدم ما كسبت فوق قوتك ، فأنت فيه خازن لغيرك .
- إنّ للقلوب شهوة و إقبالا و إدبارا ، فأتوها من قبل شهوتها و إقبالها ، فإنّ القلب إذا أكره عمي . ( 4 ) از اجل او . ( 2 ) پس ماييم ياران مرگ ، و نفس هاى ما برابر داشتهء مرگ ها است ، پس از كجا داريم اميد بقا را و [ حال آن كه ] اين شب و روز بر ندارند از [ براى ] بزرگى چيزى را الّا آنك زود گردانند در ويران گردانيدن آنچه بنا كردند ، و جدا كردن آنچه جمع آوردند . ( 3 ) - اى پسر آدم آنچه كسب كردى بالاتر [ از ] قوت خود پس تو در آن خزينه نهندهاى براى غير خود .
- بدرستى [ كه ] مر دل ها را شهوت [ و آرزو ] است [ به كارها ] ، و رو آوردنى و پشت بدادنى ، پس بياييد با او از سوى شهوت او ، و رو آوردن [ به او ] ، بدرستى كه چون دل [ به ] كراهيّت دارند او را كور شود . ( 4 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٩٠