94 -
و كان عليه السلام يقول : متى أشفي غيظي إذا غضبت أحين أعجز عن الانتقام فيقال لي : لو صبرت أم حين أقدر عليه فيقال لي : لو غفرت
95 -
و قال عليه السلام و قد مر بقذر على مزبلة : هذا ما بخل به الباخلون .
و روي أنه قال : هذا ما كنتم تتنافسون فيه بالأمس - لم يذهب من مالك ما وعظك .
96 -
و قال عليه السلام : إنّ هذه القلوب تملّ كما تملّ 94 - [ و بود آن حضرت كه مى گفت ] : كى شفا يابم از خشم چون خشم گيرم اى آن هنگام كه عاجز شوم از كينه كشيدن ، پس گويند مرا : اگر صبر كنى تو يا آن هنگام [ كه ] قادر شوم بر او ، پس گويند مرا : اگر عفو كنى باشد خوب 95 - و گفت - عليه السّلام - بدرستى [ وقتى ] كه بگذشت به نجاست بر سرگين دانى : اين است آنچه بخل مىكند به آن بخل كنندگان . و روايت [ شده ] كه او گفت : اين است آنچه بوديد شما كه حسد مى كرديد در او ديروز .
- نرفته باشد از مال تو آنچه [ كه ] پند دهد تو را .
96 - و گفت او - عليه السّلام : بدرستى كه اين دل ها ملول شود همچنان كه ملول شود