تثمير المال ، و يكره انثلام الحال . ( 3 ) [ قال الرضي ] : و هذا من غريب ما سمع منه عليه السلام في التفسير .
40 -
و سئل عليه السّلام عن الخير ما هو فقال : ليس الخير أن يكثر مالك و ولدك ، و لكنّ الخير أن يكثر علمك ، و أن يعظم حلمك ، و أن تباهي النّاس بعبادة ربّك ، فإن أحسنت حمدت اللّه ، و إن أسأت استغفرت اللّه . ( 1 ) و لا خير في الدّنيا إلّا لرجلين : رجل أذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتّوبة ، و رجل يسارع في الخيرات . و لا يقلّ عمل مع تقوى اللّه ، و كيف يقلّ ما يتقبّل ( 2 )
41 -
و قال عليه السلام : إنّ أولى النّاس بالأنبياء أعلمهم بما مال را و كراهت دارند شكسته شدن حال را . ( 3 ) [ سيّد رضى گويد ] : و اين از غريب آنچه شنيدند از [ او ] - عليه السّلام - در تفسير [ اين آيه ] .
40 - و سؤال كردند او را - عليه السّلام - از خير ، كه چيست او پس گفت او - عليه السّلام : نيست خير كه بسيار باشد مال تو و فرزند تو ، و ليكن خير آن است كه باشد بسيار علم تو ، و آن [ كه ] بزرگ باشد حلم تو ، و آن [ كه ] مفاخرت كنى با مردمان به عبادت پروردگار خود . پس اگر خوبى كنى ستايش كنى خدا را ، و اگر بد [ ى ] كنى استغفار كنى خدا را . ( 1 ) و نيست خير در دنيا مگر دو مرد را : مردى كه گناه كند گناهها پس در يابد آن را به توبه ، و مردى كه شتاب كند در خيرات . و اندك نباشد عملى [ كه ] با پرهيزگارى خدا [ باشد ] ، پس چه گونه اندك باشد آنچه قبول كنند [ در نزد بارى تعالى ] ( 2 ) 41 - و گفت او - عليه السّلام : بدرستى [ كه ] اولى ترين مردمان به پيغمبران عالم ترين