تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
[ كان ] في الأرض أمانان من عذاب اللّه سبحانه فرفع أحدهما ، فدونكم الآخر فتمسّكوا به . ( 1 ) أمّا الأمان الّذي رفع فهو رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و أمّا الأمان الباقي فالاستغفار . ( 2 ) قال اللّه عزّ و جلّ : وَ ما كانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ . ( 3 ) [ قال الرضى ] : و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .

37 -

و قال عليه السلام : إذا أقبلت الدّنيا على قوم أعارتهم محاسن غيرهم ، و إذا أدبرت عنهم سلبتهم محاسن أنفسهم . ( 1 ) [ بود ] در زمين دو امان از عذاب خداى سبحانه و تعالى ، پس برداشتند يكى از آن دو را ، پس فراگيريد و ملازم باشيد ديگرى را ، پس چنگ در زنيد به او . ( 1 ) امّا آن امان كه برداشتند ، پس آن رسو [ ل ] خدا است - صلعم . و امّا آن امان كه باقى است ، پس استغفار است . ( 2 ) گفت خداى تعالى : « و نيست كه باشد خدا كه عذاب كند آن ها را و [ حال آن كه ] تو در ميان ايشان باشى ، و نيست كه باشد خدا عذاب كنندهء ايشان و ايشان استغفار كنند » . ( 3 ) [ سيّد رضى گويد ] : و اين از خوبى هاى بيرون آوردن [ اسرار ] است ، و لطيفه‌هاى بيرون آوردن [ افكار ] . 37 - و گفت او - عليه السّلام : چون رو آورد دنيا بر قومى ، به عاريت دهد ايشان را خوبى هاى غير ايشان را ، و چون پشت فرو كند از ايشان ، بربايد خوبى هاى نفس ايشان [ را ] . ( 1 )