أن يعود بهم علقا ، و ليس رجل - فاعلم - أنّ أحرص على جماعة أمّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله و ألفتها منّي ، أبتغي بذلك حسن الثّواب ، و كرم المآب . ( 2 ) و سأفي بالّذي و أيت على نفسي ، و إن تغيّرت عن صالح ما فارقتني عليه ، فإنّ الشّقيّ من حرم نفع ما أوتي من العقل ، و التّجربة . ( 3 ) و إنّي لأعبد أن يقول قائل بباطل ، و أن أفسد أمرا قد أصلحه اللّه ، فدع ما لا تعرف ، فإنّ شرار النّاس طائرون إليك بأقاويل السّوء ، و السّلام . ( 4 ) خستگى را كه مى ترسم كه باز گردد به ايشان خون غليظ ، و نيست مردى - پس بدان - حريص تر بر اجتماع امّت محمّد - صلعم - و دوستى آن از من ، كه مى جويم به آن خوبى ثواب را ، و نيكوئى بازگشت [ و معاد ] را . ( 2 ) و زود [ است كه ] وفا كنم به آنك وعده كردم من بر نفس خود ، و اگر [ چه ] بگرديدى تو از كار [ و حالت ] نيكويى كه جدا شدى [ در آن حالت ] از من ، بدرستى كه بدبخت كسى باشد كه محروم دارند او را [ از ] آنچه [ كه ] سود دادند او را از عقل و آزمايش . ( 3 ) و بدرستى كه من ننگ دارم كه گويد گويندهاى به باطل ، و به آن كه تباه كنم كارى را كه به صلاح آورد آن را خدا ، پس بگذار آنچه [ را كه ] نمى شناسى ، بدرستى كه بدترين مردمان شتاب كنندگانند به [ سوى ] تو به گفتارهاى بد [ شان ، و السّلام ] . ( 4 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤١٤