و بدءا ، فمنهم الآتي كارها ، و منهم المعتلّ كاذبا ، و منهم القاعد خاذلا . ( 2 ) أسأل اللّه أن يجعل لي منهم فرجا عاجلا ، فو اللّه لولا طمعي عند لقاء عدوّي في الشّهادة ، و توطيني نفسي على المنيّة ، لأحببت ألّا أبقى مع هؤلاء يوما واحدا ، و لا ألتقي بهم أبدا . ( 3 ) دوّم بار و اوّل بار . پس بعضى از ايشان آينده [ بودند ] به كراهت ، و بعضى از ايشان علّت گوينده به دروغ ، و بعضى از ايشان نشسته ، [ در حالى كه ] فرو گذارنده [ بودند ] . ( 2 ) سؤال مى كنم خدا را كه گرداند مرا از ايشان گشايشى شتاب كننده ، به حقّ خدا اگر [ نبود ] طمع من - نزديك ديدن دشمن من - در شهادت ، و آرام گرفتن من نفس من [ را ] بر مرگ ، هر آينه دوست داشتم كه باقى نمانم وا اين گروهان يك روز ، و جمع بشوم با ايشان هرگز . ( 3 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٧٨