هذه لرحمك منه ، فأيّنا كان أعدى له ، و أهدى إلى مقاتله أمن بذل له نصرته فاستقعده و استكفهّ ، أم من استنصره فتراخى عنه و بثّ المنون إليه ، حتّى أتى قدره عليه ( 14 ) كلّا و اللّه لقد علم اللّه المعوّقين منكم و القائلين لإخوانهم هلمّ إلينا و لا يأتون البأس إلّا قليلا » ، و ما كنت لأعتذر من أنّي كنت أنقم عليه أحداثا ، فإن كان الذّنب إليه إرشادي و هدايتي له ، فربّ ملوم لا ذنب له . اى آن كس كه داد او را يارى كردن او [ كه من باشم ] ، پس طلب نشستن كرد او [ را ] در خانه و طلب باز داشتن كرد يا آن كس كه طلب نصرت كرد [ از ] او [ كه تو باشى ] پس دور شد از او و پراكند حوادث را وا او تا كه آمد تقدير كردهء او بر او ( 14 ) حقّا و به خدا [ سوگند ] « كه دانست خدا باز دارندگان را از شما و گويندگان مر برادران ايشان را [ كه بشتابيد به سوى ما ] ، و حاضر نشدند در قتال مگر اندكى » و نبودم من تا عذر گويم از آنك بودم كه عيب مى كردم يا انكار بر [ عثمان ] بدعت هاى [ او ] را ، پس اگر بود گناه [ من نسبت ] به او راه نمودن من [ او را ] به حق و هدايت من مر او را ، پس [ چه ] بسا ملامت كردهاى كه گناه نيست مر او را ، « و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣٣