تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
فدع عنك من مالت به الرّميّة فإنّا صنائع ربّنا ، و النّاس بعد صنائع لنا . لم يمنعنا قديم عزّنا و لا عاديّ طولنا على قومك إن خلطناكم بأنفسنا ، فنكحنا و أنكحنا ، فعل الأكفاء ، و لستم هناك ( 8 ) و أنّى يكون ذلك كذلك و منّا النّبيّ و منكم المكذّب ، و منّا أسد كه ميل دهد او را شكار دنيا [ از حق ] ، بدرستى كه ما پروردگان پروردگار ماييم ، و مردمان پس از او پروردگان مااند ، باز نداشت ما را عزّت هميشهء ما ، و عادت و قديم فضل ما بر قوم تو [ كه ] اگر بياميزيم ما شما را به نفس هاى ما ، پس نكاح كرديمى ما و نكاح كردندى با ما [ مانند كردار اقران و همسران ] ، و نيستيد شما آنجا [ كه باشيد مثل ما ] . ( 8 ) و كجا باشد آن [ مانند بودن شما به ما ] همچنين ، و [ حال آن كه ] از ما [ است ] پيغمبر و از شما [ است ] دروغ گوينده مثل عتبه ، و از ما است شير خدا و از شما است شير احلاف [ يعنى ] پدر معاويه ، و از ما [ است ]