أبق فأنا وليّ دمي ، و إن أفن فالفناء ميعادي ، و إن أعف فالعفو لي و قربة ، و هو لكم حسنة ، فاعفوا : أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَكُمْ . ( 2 ) و اللّه ما فجأني من الموت وارد كرهته ، و لا طالع أنكرته ، و ما كنت إلّا كقارب ورد ، و طالب وجد ، وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ . ( 3 ) و قد مضى بعض هذا الكلام فيما تقدم من الخطب ، إلا أن فيه هاهنا زيادة أوجبت تكريره عبرت ام شما را ، و فردا جدا شونده باشم از شما ، [ و ] اگر باقى مانم پس من ولىّ خون خود باشم ، و اگر فانى شدم پس فنا وعدهگاه من بود ، و اگر عفو كنم پس عفو مرا باشد و نزديكى [ به خدا ] و آن عفو مر شما را نيكوئى باشد ، پس عفو كنيد . « اى دوست نمى داريد كه بيامرزد خدا مر شما را » . ( 2 ) بحقّ خدا نيامد به من به غفلت از [ سوى ] مرگ وارد شونده [ اى كه ] كراهت دارم آن را ، و نه طلوع كنند [ ه اى ] كه نشناسم آن را ، و نبودم من مگر همچو نزديك شوند [ ه ] به آب كه وارد شود ، و جوينده [ اى ] كه بيابد ، « و آنچه نزديك خدا [ است ] بهتر مر نيك مردان را » ، ( 3 ) و بدرستى كه بگذشت بعضى [ از ] اين سخن در آنچه مقدّم رفت از خطبهها ، مگر آنكه در او اينجا بود زيادتى كه واجب شد تكرار آن .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٠٩