الأبصار ، و نقلت الأقدام ، و أنضيت الأبدان . ( 1 ) اللّهمّ قد صرّح مكنون الشّنآن ، و جاشت مراجل الأضغان . اللّهمّ إنّا نشكو إليك غيبة نبيّنا ، و كثرة عدوّنا ، و تشتّت أهوائنارَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ ، وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ . ( 2 )
16 - و كان يقول لأصحابه عند الحرب :
لا تشتدّنّ عليكم فرّة بعدها كرّة ، و لا جولة بعدها حملة ، اى بار خدا به تو برسيد آن دل ها ، و بكشيدند [ به جانب تو ] گردن ها را ، و پهن باز ماند [ از ترس تو ] چشم ها ، و نقل كردند قدم ها را ، و نزار كردند تنها را . ( 1 ) اى بار خدا بدرستى كه ظاهر شد پوشيده [ هاى ] دشمنى ، و به جوش آمد ديگهاى كينهها ، اى بار خدا بدرستى كه شكايت مى كنيم به تو [ از ] غايب شدن پيغمبر ما ، و بسيارى دشمن ما ، و پراكنده شدن هواهاى ما ، « اى پروردگار ما حكم كن ميان ما و ميان قوم ما به حق و تو بهترين حكم كنندگانى » . ( 2 ) 16 - و بود كه مى گفت مر ياران خود را نزديك حرب : بايد كه سخت نيايد بر شما گريختنى [ كه ] پس از [ آن ] باز گرديدن [ به حرب