تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

215 - و من دعاء كان يدعو عليه السلام كثيرا :

الحمد للهّ الّذي لم يصبح بي ميّتا و لا سقيما ، و لا مضروبا على عروقي بسوء ، و لا مأخوذا بأسوإ عملي ، و لا مقطوعا دابري ، و لا مرتدّا عن ديني ، و لا منكرا لربّي ، و لا مستوحشا من إيماني ، و لا ملتبسا عقلي ، و لا معذّبا به عذاب الأمم من قبلي . ( 1 ) أصبحت عبدا مملوكا ظالما لنفسي ، لك الحجّة عليّ و لا حجّة لي . لا أستطيع أن آخذ إلّا ما أعطيتني ، و لا أتّقي إلّا ما وقيتني . ( 2 ) اللّهمّ إنّي أعوذ بك أن أفتقر في غناك ، أو أضلّ في هداك ، أو 215 - [ و از جملهء دعاء آن حضرت - عليه السّلام - است كه ] بسيار [ مى خواند آن را ] : شكر و سپاس مر خداى را آنك در صبح نياورد مرا [ در حالى كه ] مرده [ باشم ] ، و نه رنجور ، و نه بديد كرده بر عرق هاى من بدى و مرض و الم ، و نه فرا گرفته [ شده ] به بدترين عمل من ، و نه بريده [ شده است ] اصل من ، و نه برگشته [ ام ] از دين خود ، و نه انكار كننده مر پروردگار خود ، و نه وحشت و ناخوش گيرنده از ايمان خود ، و نه وا پوشيده [ شده است ] عقل من ، و نه عذاب كرده [ شدم ] به عذاب گروهانى كه پيش از من [ بودند ] . ( 1 ) گشتم من بنده [ اى ] مالك شده ، ظلم كننده به نفس خود ، تو راست حجّت بر من ، و نيست [ هيچ ] حجّتى مرا [ در تقصر كردن بندگى تو ] ، نتوانم كه فرا گيرم مگر آنچه بدهى مرا ، و نپرهيزم من مگر آنچه نگه دارى مرا . ( 2 ) اى بار خدا بدرستى كه پناه [ مى ] گيرم من به تو كه درويش شوم در توانگرى تو ، يا گمراه