و يفجّرون عيونه . يتواصلون بالولاية ، و يتلاقون بالمحبّة ، و يتساقون بكأس رويّة . ( 3 ) و يصدرون بريّة ، لا تشوبهم الرّيبة ، و لا تسرع فيهم الغيبة . على ذلك عقد خلقهم و أخلاقهم ، فعليه يتحابّون ، و به يتواصلون ، فكانوا كتفاضل البذر ينتقى ، فيؤخذ منه و يلقى ، قد ميزّه التّخليص ، و هذبّه التّمحيص . ( 4 ) كه بندگان خدا [ كه ] نگهدارندگانند علم او را ، نگه مى دارند نگه داشتهء او را ، و روان مى كنند چشمههاء علم [ او ] را [ و ] وصلت [ و پيوند ] مى كنند [ به هم ] به [ سبب ] موالات و نصرت ، و فراهم مى رسند [ به يكديگر ] به دوستى ، و يكديگر را آب مى دهند به قدحى سيراب كننده . ( 3 ) و باز مى گردند به سيرابى [ از علم و معرفت ، كه ] نياميزد ايشان را شك و تهمت ، و نشتابد در ايشان غيبت [ كردن از پس مردمان ] ، بر اين [ اوصاف ] ببست خدا خلقت و عادت ايشان را ، پس بر اين خلق با هم دوستى مى كنند ، و به اين با يكديگر وصلت مى كنند . پس بودند همچون افزون آمدن تخم كه پاك كنند آن را ، پس فرا گيرند از او ، و بيندازند [ آنچه به كار نيايد از او ] ، بدرستى كه جدا كرده باشد [ او را ] خالص كردن ، و پاكيزه كردن باشد [ او را ] پاك گردانيدن از گناه . ( 4 ) پس بايد كه قبول كند مرد كرامت و بزرگى [ را ] به
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠٨