تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و رجل سمع من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شيئا لم يحفظه على وجهه ، فوهم فيه ، و لم يتعمّد كذبا ، فهو في يديه ، يرويه و يعمل به ، و يقول : أنا سمعت من رسول اللّه عليه السّلام ، فلو علم المسلمون أنهّ وهم فيه لم يقبلوه منه ، و لو علم هو أنهّ كذلك لرفضه . ( 6 ) و رجل ثالث ، سمع من رسول اللّه عليه السّلام شيئا يأمر به ، ثمّ نهى عنه ، و هو لا يعلم ، أو سمعه ينهى عن شيء ، ثمّ أمر به و هو لا يعلم ، فحفظ المنسوخ ، و لم يحفظ النّاسخ ، فلو يعلم أنهّ منسوخ لرفضوه ، و لو علم المسلمون إذ [ منافق ] يكى از آن چهار است . ( 5 ) و [ دوّم ] : مردى [ است ] كه بشنيد از [ ر ] سول خدا - صلعم - چيزى كه ياد نگرفت [ و حفظ نكرد ] آن را بر وجه او ، پس توهّم كرد در او ، و به عمد نگفت [ آن ] دروغ [ را ] ، پس آن [ خبر ] در پيش او [ و در دست تصرّف او ] است ، كه روايت كند ، و عمل كند به آن ، و گويد : كه من شنيدم از رسول خدا - عليه السّلام - پس اگر دانند مسلما [ نا ] ن كه او وهم كرد [ ه است ] در آن ، قبول نكنند از او ، وا گرداند او بدرستى كه اين [ خبر ] چنين است هر آينه ترك كردى آن را . ( 6 ) و سيم : مردى [ است ] كه شنيد از رسول خدا - عليه السّلام - چيزى [ را ] كه فرمود به آن ، پس نهى كرد [ آن حضرت ] از آن ، و او ندانست ، يا بشنيد از او - صلعم - كه نهى كرد از چيزى ، پس امر كرد به آن و او نداند [ آن امر را ] ، پس ياد گرفت منسوخ را ، و ياد نگرفت ناسخ را ، پس اگر بدانند مردمان كه آن منسوخ است هر آينه ترك كردندى آن را ، [ و اگر مى دانستند مسلمانان - وقتى كه شنيدند آن را از او - كه آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 99 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6