تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

168 - و من كلام له عليه السلام

بعد ما بويع بالخلافة و قد قال له قوم من الصّحابة : لو عاقبت قوما ممن أجلب على عثمان فقال عليه السلام : يا إخوتاه إنّي لست أجهل ما تعلمون ، و لكن كيف لي بقوّة و القوم المجلبون على حدّ شوكتهم ، يملكوننا و لا نملكهم ( 1 ) و ها هم هؤلاء قد ثارت معهم عبدانكم ، و التفّت إليهم أعرابكم ، و هم خلالكم يسومونكم ما شاءوا ، و هل ترون موضعا لقدرة على 168 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] بعد از آن كه بيعت كردند به خلافت ، و بدرستى كه گفتند مر او را گروهى از صحابه : اگر عقوبت كنى تو [ آن ] گروهى را از آن كس كه جمع كر [ د ] مردم را بر عثمان پس گفت - عليه السلام : اى برادران من بدرستى كه من جاهل نيستم آنچه شما مى دانيد ، و ليكن چه گونه باشد مرا قوّت بر عقوبت ايشان و ايشان گروهى جمع شدگانند بر حدّ قوّت و شوكت ، ايشان مالك مى شوند ما را و [ ما ] مالك نمى شويم ايشان را ( 1 ) و اينك ايشان آن گروه [ اند ] بدرستى كه انگيختند با ايشان بندگان شما ، و جمع شدند با ايشان عربان شما - اهل باديهء شما - و ايشان ميان شما رنج مى رسانند شما را بر آنچه خواهند ، و هست كه بينيد موضعى