شيء تريدونه ( 2 ) إنّ هذا الأمر أمر جاهليّة ، و إنّ لهؤلاء القوم مادّة . ( 3 ) إنّ النّاس من هذا الأمر - إذا حرّك - على أمور : فرقة ترى ما ترون ، و فرقة ترى ما لا ترون ، و فرقة لا ترى هذا و لا هذا ، فاصبروا حتّى يهدأ النّاس ، و يقع القلوب مواقعها ، و تؤخذ الحقوق مسمحة . ( 4 ) فاهدءوا عنّي ، و انظروا ماذا يأتيكم به أمري ، و لا تفعلوا فعلة تضعضع قوّة ، و تسقط منّة ، و تورث و هنا و ذلّة .
و سأمسك الأمر ما استمسك . و إذا لم أجد بدّا فآخر الدّواء الكيّ . ( 5 ) مر قادر بودن بر چيزى كه خواهيد آن را ( 2 ) بدرستى كه اين امر [ شما به ] خروج [ كنندگان ] بر عثمان امر [ ى است ] كجا [ از ] امر جاهليّت است ، و بدرستى كه مر اين گروه را ياران و انصاراند . ( 3 ) بدرستى كه مردمان را از اين كار چون بجنبانند ، [ ايشان ] بر امرها [ اند ] : گروهى بينند آنچه بينيد شما ، و گروهى بينند آنچه نبينيد شما ، و گروهى نبينند نه اين را و نه آن را ، پس صبر كنيد تا كه آرام گيرند به اين مردمان ، و واقع شود دل ها به جاى هاى آن ، و فرا گيرند حق ها را آسان فرا گرفته . ( 4 ) [ پس آرام گيريد ] از [ سوى ] من ، و بنگريد تا چه چيز آرد به شما به آن ، امر من ، و مكنيد كردنى كه ضايع و سست كند قوّت [ را ] ، و بيفتد قوّت ، و ميراث دهد سستى و حقارت [ را ] ، و زود بود كه نگه دارم كار را مدّت آن كه نگه دارد خدا ، و چون نيابم چارهاى پس آخرين دواء [ و ] دارو داغ است . ( 5 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٠٩