و [ ما ] أغناك عمّا منعوك ( 1 ) و ستعلم من الرّابح غدا ، و الأكثر حسّدا .
و لو أنّ السّماوات و الأرضين كانتا على عبد رتقا ، ثمّ اتّقى اللّه ، لجعل اللّه له منهما مخرجا . ( 2 ) لا يؤنسنّك إلّا الحقّ ، و لا يوحشنّك إلّا الباطل ، فلو قبلت دنياهم لأحبّوك ، و لو قرضت منهم لأمنوك . ( 3 )
131 - و من كلام له عليه السلام
أيّتها النّفوس المختلفة ، و القلوب المتشتّتة ، الشّاهدة أبدانهم ، و الغائبة عنهم عقولهم ، أظأركم على الحقّ و أنتم تنفرون عنه نفور المعزى من وعوعة الأسد ( 1 ) هيهات أن أطلع بكم سرار آنچه باز داشتند تو را ( 1 ) و زود بود كه بدانى كه كيست سودمند فردا ، و بيشتر حسد برنده و اگر بدرستى كه آسمان ها و زمين ها باشند بر بندهاى با هم بسته ، پس بپرهيزد از خدا ، هر آينه ، كه گرداند خدا مر او را از ايشان خلاصى . ( 2 ) بايد كه انس ندهد تو را جز حقّ ، و نيارد وحشت تو را جز باطل ، پس اگر قبول كنى تو دنياى ايشان را هر آينه دوست فرا گيرند تو را ، و اگر وا بريدى تو از ايشان هر آينه ايمن گردى تو . ( 3 ) 131 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] اى نفس هاى مختلفه ، و دل هاى پراكنده و متفرّق شده ، حاضر [ شده ] بدن هاى ايشان ، و غايب شده از ايشان عقل هاى ايشان ، نزديك مى آورم شما را بر حقّ ، و شما مى رميد و دور مىشويد از او همچون رميدن بز از بانگ و آواز شير ( 1 ) چه دور است كه روشن كنم و ديدهور كنم