تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
مؤجّلون ، و مدينون مقتضون : أجل منقوص ، و عمل محفوظ . فربّ دائب مضيّع ، و ربّ كادح خاسر . ( 1 ) و قد أصبحتم في زمن لا يزداد الخير فيه إلّا إدبارا ، و الشّر إلّا إقبالا ، و الشّيطان في هلاك النّاس إلّا طمعا . فهذا أو ان قويت عدتّه ، و عمّت مكيدته ، و أمكنت فريسته . ( 2 ) اضرب بطرفك حيث شئت من النّاس ، فهل تنظر إلّا فقيرا يكابد فقرا ، أو غنيّا بدّل نعمة اللّه كفرا ، أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللّه و فرا ، أو متمرّدا كأنّ بأذنه عن سمع المواعظ و قرا . ( 3 ) أين خياركم و صلحاؤكم و أين أحراركم و سمحاؤكم و أين اجل بديد كردگان ، [ و ] وام دارانيد تقاضا كردگان ، اجلى نقصان كرده ، و عملى نگه داشته ، پس چندا مواظبت نمايندهء در عمل [ كه ] ضايع كنند [ ه است ] ، و بسا رنج كشنده [ كه ] زيان كننده [ است ] . ( 1 ) و بدرستى كه گشتيد شما در زمانه‌اى كه زيادت نشود خير و احسان در او جز پشت فرو كردنى ، [ و زيادت نشود ] بدى جز رو آوردنى ، و [ نمى افزايد ] شيطان در هلاك كردن مردمان جز طمع كردنى [ در اغواء ايشان ] ، پس اين است هنگامى كه قوى شد ساز و آلت ، و عام شد كيد كردن او ، و تمكين داد شكار او . ( 2 ) ببر چشم خود را هر كجا كه خواهى تو از مردمان ، پس هست كه نظر كنى و بينى مگر فقيرى كه رنج مى كشد درويشى را ، يا توانگرى كه بدل كرد نعمت خدا را به كافرى و ناسپاسى كردن ، يا بخيلى كه فرا گرفت بخيلى را به حقّ خدا [ به جهت ] توانگرى را ، يا نافرمانى كننده‌اى گويى كه به گوش او از شنيدن وعظها گرانى است ( 3 ) كجااند