و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب ، و وقف على الموعود ، إيمانا نفى إخلاصه الشّرك و يقينه الشّك ( 3 ) و نشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله شهادتين تصعدان القول ، و ترفعان العمل . لا يخفّ ميزان توضعان فيه و لا يثقل ميزان ترفعان عنه . ( 4 ) أوصيكم ، عباد اللّه ، بتقوى اللّه الّتي هي الزّاد و بها المعاد : زاد مبلّغ ، و معاد منجح . دعا إليها أسمع داع ، و وعاها خير واع . فأسمع داعيها ، و فاز واعيها . ( 5 ) عباد اللّه ، إنّ تقوى اللّه حمت أولياء اللّه محارمه ، و ألزمت كنند [ ه است ] . ( 2 ) و ايمان آوريم به او همچو ايمان كسى كه يقين بدانست و عالم شد غيب ها را ، و باستاد و يقين شد [ او را ] بر وعده داده ، ايمانى [ كه ] نفى كرد اخلاص او شرك را ، و يقين او شك را . ( 3 ) و گواهى دهيم ما كه نيست خدا جز او [ كه ] خداى يگانه است او [ و ] نيست انبازى مر او را ، و بدرستى كه محمّد بندهء او و رسول او ، دو گواهى كه بر بالا مى برند گفتار را ، و برمى دارند عمل را ، سبك نباشد ترازو [ يى ] كه بنهند اين دو شهادت را در او ، و گران نباشد ترازويى كه بردارند اين شهادتين را از او . ( 4 ) وصيّت مى كنم شما را بندگان خدا به تقواى خدا ، آنك اوست زاد و توشه ، و به اوست باز گشتن جاى ، زادى كه رساننده است به منزل ، و معادى [ كه ] فيروزى دهنده [ است ] ، بخواند وا او شنواترين خواننده ، و نگهداشت آن را بهترين نگاه دارند ، پس بشنوانيد خوانندهء آن تقوا ، و فيروزى يافت نگهدارندهء آن ، يعنى على - عليه السّلام . ( 5 ) بندگان خدا بدرستى كه تقواى خدا
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٠