لا أمد لك ، و أنت المنتهى لا محيص عنك ، و أنت الموعد لا منجى منك و لا ملجأ منك إلّا إليك . ( 5 ) بيدك ناصية كلّ دابّة ، و إليك مصير كلّ نسمة . سبحانك ما أعظم ما نرى من خلقك و ما أصغر عظيمة في جنب قدرتك و ما أهول ما نرى من ملكوتك و ما أحقر ذلك فيما غاب عنّا من سلطانك و ما أسبغ نعمك في الدّنيا ، و ما أصغرها في نعم الآخرة ( 6 ) منها : من ملائكة أسكنتهم سماواتك ، و رفعتهم عن أرضك ، هم نزديك نو آشكار است ، و همهء غيب و نا پيدا نزديك تو حاضر است ، تويى هميشگى ، نيست مدّت مر تو را ، و تويى نهايت هر چيزى ، نيست گريزگاه از تو ، و تويى وعده گاه نه پناهگاه از تو جز به تو . ( 5 ) به دست قوى تو [ است ] پيشانى هر جمبنده ، و به تو است بازگشت هر ذى روحى ، پاكى و منزّهى تو ، چه بزرگ است آنچه مى بينم از خلق تو و چه خرد است بزرگى آن خلق در جنب قدرت تو و چه مخوف است آنچه مى بينم از پادشاهى تو و چه حقير است آن در آنچه غايب است از ما از سلطانى تو و چه تمام است نعمت تو در دنيا و چه خرد است در جنب نعمت آخرت ( 6 ) [ بعضى از آن خطبه در صفت فرشتگان است ] از فرشتگانى كه آرام دادى تو ايشان را [ در ] آسمانهاى تو و برداشتى تو ايشان را از زمين تو ، ايشان عالم ترين خلق تواند به تو ، و ترسناك ترين ايشان به تو ، و نزديك ترين ايشان از
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٤١